سلام ببخشيد بابا دیرشدقبول حالا بذارید
ماه رمضونو فرارسیدنشوبه همه تبریک میگم امیدوارم این ماه یه تکونه اساسی به مغزه همه علی الخصوص به مغزهایه مردانه اقتصاد کشورمون بده تااین قد...نکن تو چرخه مملکت بابا همه چی قروقاطی شده کی به کیه هان .....بگذریم تبریک به همه به سوپریایه سرکوچه ها قنادی هایه مملکت به فست فودهایه گوشه کناره شهربه کارمندایه محترم که وقت شناسو...(برای کم شدن زمان کار)باباتبریک
خوب میرسیم سره اصله مطلب هفت اسمون ۱۴مرداد یه ساله شد حالاچشنه تولدشه دیرگرقتم ببخشید اینم کیکه تولد

یاعلی التماس دعا برایه فرج اقا شفایه مریضا و..................
+ نوشته شده در پنجشنبه بیست و یکم مرداد 1389ساعت 6:17 بعد از ظهر  توسط فرشته رونده شده
|
سلام به همه
اینجا میخوام از اقا پسرا بپرسم
ابروبرداری ماله دختراس یا پسرا
ماشاالله چه ابروهاتون قشنگ برمیدارید
خودتونن یا ارایشگر این کارومیکنه
لباساتونو از کجا میخرید که اینقدر بلنده و گشاد
خیاطش کیه؟
اصلا دلا میشید هیچی معلوم نیست خیلی خوبه
یه سوال هنوز غیرت توشما هست پس چرا؟؟؟؟؟؟؟
یه سوال دیگه مگه قدیم نبودکه یه مرد سیبیلشو گرو میذاشت اما الان ؟؟؟؟؟؟؟؟
باچندتا دختر هستید
به چند نفر شماره میدید
و.................
ادامشو بعدمینویسم
به این ادرس برید ماله دخترارو بخونید بابایhttp://tanhaiee94.blogfa.com/
+ نوشته شده در سه شنبه دوازدهم مرداد 1389ساعت 9:15 بعد از ظهر  توسط فرشته رونده شده
|
به نام خدایه.....
سلام به همه تولد امام زمانوبه همه تبریک میگم دیر شد مشهد بودم ببخشید
الهم عجل لولیک الفرج
اقاجون سلام خوبی خستم از نبودنت از ظلمایه جهان از بی عدالتی از از همه چی از این ادما که ادم نیستن
اقاجون بیا مملکت اسلامیه ماروببین؟
اقاجون چرا نمیایی این ادما که الان هستن خیلی برایه فرجت دعانمیکنن اگه به دعایه اینا باشه که شما حالاحالاها نمیایید؟بیا اقا دلم گرفته بیا
+ نوشته شده در شنبه نهم مرداد 1389ساعت 4:54 بعد از ظهر  توسط فرشته رونده شده
|
سهراب
صداکن مرا صدای توخوب است
صدای تو سبزینه گیاه عجیبی است که در انتهای صمیمیت وحزن میروید
درابعاد ای عصرخاموش من از تصنیف
درقفس ادراک یک کوچه تنهاترم
بیاتابرایت بگوییم تاچه اندازه تنهایی من بزرگ است
وتنهایی من شبیخون حجم تورا پیشبینی نمی کرد
وخاصیت عشق این است..........
+ نوشته شده در پنجشنبه بیست و چهارم تیر 1389ساعت 4:59 بعد از ظهر  توسط فرشته رونده شده
|
به نام معبودم که تک معبودم است
توبه من خندیدی ونمی دانستی
من به چه دلهره سیب را از باغچه همسایه دزدیدم
باغبان از پی من تند دوید
سیب را در دست تو دید
غضب الود برمن کرد نگاه
سیب دندانزده از دسته تو افتاد به خاک
وتو رفتی وهنوز
سالهاست که در گوش من آرام ارام
خش خش گام تو تکرارکنان می دهد آزارم
ومن اندیشه کنان غرق این پندارم
که چرا باغچه کوچک ما سیب نداشت؟؟؟؟؟
+ نوشته شده در سه شنبه بیست و دوم تیر 1389ساعت 6:38 بعد از ظهر  توسط فرشته رونده شده
|
سلام به تموم دوستایه عزیز فرشته که جمع شدن تا .................
من ادرس ایمیل فرشترومیذارم اگه کسی خواست مطلبی به خانوادش بگه میتونم بهشون منتقل کنم تااوناهم ازاین همه دوستی ومهروصفاباخبرشن یاعلی(این کاربه درخواست بعضی ازدوستانه وگرنه من ..)
falikahaki@yahoo.com
+ نوشته شده در یکشنبه سی ام خرداد 1389ساعت 10:1 قبل از ظهر  توسط فرشته رونده شده
|
سلام بااندوه دردسلامی باتمام وجوده پرغمم
خستم خسته نکنه دروغه نکنه خوابه خداکنه زودتربیدارشم من میترسم ازکابوس خواب ویاهرچی که هست من میترسم من تنهام فرشته کجاست نیست هرجامیرم سیاهیه اون کجاست توهفت اسمونه خدا جایی که خودش ارزوشوداشت رفتن پیشه یارمن میخوام پاشم ازخواب پاشم فریادکنموصداش کنم بیادبالاسرم بگه چته چی شده پاشوکلاسمون دیرشده منم توبغلش گم شموبگم دردامو بی کسیاموبارفتنش بی هویتیموبا نبودنش من فرشترومیخوام بیادباتمومه دردایی که میکشیدبرام بگه حرف بزنه چرتوپرت ببافه من بخندم اونم انگارنه اینگارکه دارم خزولات سرهم میبافه جدیه جدی ادامه بده هیچ وقت برام ازدرداش نگفت فقط به من گوش میدادمن میگفتم میشنیدبراش دردامومیگفتم میشنیدوبه موقعه اظهارنظرمیکردبه موقعه لب به سخن میگشودمن تنهام کسی نیست به حرفام گوش کنه مثه اون کسی نیست برام خاطره بچه گیاشوبگه منم بخندم اززخرابکاریاش من دیوونه شدم من باتمامه وجودم رشترومیخوام کسی درکم میکنه کسی هست منوبفهمه نه نیست وخداکنه هیچوقت نباشه چون دردبزرگیه من اونو میخوام میخوام دستاشوبگیرم تودستم به چشاش زل بزنموبراش بگم هرانچه که جرات بیانشوتوبودنش نداشتم میخوام خواب باشم یه دفعه زنگ بزنه منم بگم چیاتوخواب براش دیدم اونم بخنده بگه تامنوتوقبرنکنی ول کن نیستی چراهیچ وقت نمیذاشتم قصه غصه هاشوبشنوم چرافقط من میگفتم چقدردرد داشته که تواین سن ..................من دارم دیوونه میشم براکوتاهیایی که کردم برایه گوش ندادن به حرفاش برا اینکه فکرمیکردم بی درده برااینکه غصشواز تویه چشاش که هزارحرف گفتنی داشت وباخود به گوربرد خدایابرش گردون من براش همراه خوبی نبودم من میخوامش این دفعه که اومدمیذارم خودش برام بگه من ساکت میشم جایه خودشوبراخودش میگیرم میشم مثه خودش من میخوام به حرفاش گوش کنم مثه خودش خدانگاه کن فرشتروبردی همه عزادارن برامن دلت نمیسوزه برااونی بسوزه که میخواستش باتمومه وجودش دوسش داشت والان داغونه خدا دارم زیره باره این غصه له میشم من تحمل حمل این بارسنگینوندارم منم ببرپیشش توروبه خدا منم ببر.خداخوبارومیبری منم بداما به خاطرفرشته که فرشته بود ببرم ببرم تابهش بگم دوسش داشتم خدامن این چندسال فقط ازدردام میگفتم اون دلداری میدادحالامیخوام براش ازعشق بگم به حرمت عشق .......... به حرمت عشق مراببر
+ نوشته شده در شنبه بیست و دوم خرداد 1389ساعت 12:12 بعد از ظهر  توسط فرشته رونده شده
|
باقافله جواني ومستي رفت
اورفت واميدرفت وشيدايي
دردامگه زماني وهستي
من ماندمودردوتنهايي
اورفتوگذشت نيزبااورفت
من ماندم وانتظاربامن ماند
ان شورترانه خيزبااورفت بدنامي روزگاربامن ماند
بايادفرشته اپم ميخوام براش بنويسم تااون جايي كه ميتونم
+ نوشته شده در پنجشنبه بیستم خرداد 1389ساعت 2:22 بعد از ظهر  توسط فرشته رونده شده
|
رفتيونديدي كه جه محشركردم
بااشك تمام كوجه راتركردم
ديشب كه سكوت خانه دلگيرم كرد
وابستگي ام رابه توباوركردم
ميخوام همه جاروسياه پوش كنم ميخوام فريادبزنم تنهايي موبادنياقسمت بكنم ميخوام همه بفهمن فرشتموازدست دادم
خستم خداااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااخستم
+ نوشته شده در پنجشنبه بیستم خرداد 1389ساعت 2:19 بعد از ظهر  توسط فرشته رونده شده
|
بسم الله الرحمن الرحيم
انالله وانا اليه راجعون
سلام من دوست فرشتم اومدم اخرين درخواست فرشتروانجام بدموبرم كارسختيه كاشكي ازم نميخواست اين كارواماااااااا
نميدونم جه جوري بگم اما فرشته ديگه نيست نويسنده اين وبلاگ دوست من بهترينم ديگه نيست رفت پيش خدا به ارزوش رسيدمن ديگه فرشته ندارم فرشته رفت
ازتمومتون ميخوام اكه بديوخوبي ديديدازش حلالش كنيد ديگه نيست كه خودش حلاليت بخوادحالامن بايدازتون بخوام ببخشيدش ميدونم خوب بوداما
ازكسايي كه شمارشوداشتن عاجزانه ميخوام كه ديگه زنك نزنن ياپيام به شماره هاندن وظيفموانجام دادم ميدونم بدانجام دادم امابهترازاين نميتونستم ياعلي
پي نوشت :وبلاگاشوتوتابستون يكي ميكنم بعدشم جمع ميكنمشون تموم
همه رفتن كسي دوروبرم نيست
چنين بي كس شدن درباورم نيست
پي نوشت:من تااون جاكه ميدونستم دوستاشوخبركردم اكه كسيروميشناسيدخبرش كنيد
+ نوشته شده در پنجشنبه بیستم خرداد 1389ساعت 11:22 قبل از ظهر  توسط فرشته رونده شده
|